من در آیینه رخ خود دیدم
و به تو حق دادم
آه می بینم، می بینم
تو به اندازهً تنهایی من خوشبختی
من به اندازه زیبایی تو غمگینم
چه امید عبثی
من چه دارم که تو را در خور؟
- هیچ
من چه دارم که سزاوار تو؟
- هیچ
تو همه هستی من، هستی من
تو همه زندگی من هستی
تو چه داری؟
- همه چیز
تو چه کم داری؟
- هیچ

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 9:55 قبل از ظهر  توسط امیر
|
